اسكندر بيگ تركمان

771

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

ايشان اندازد اما قلندر اغلى و اتباع او از اطوار سردار ضعف و زبونى تفرس نموده در جنگ تعجيل كردند و با موازى بيست هزار كس از اردوى خود بعزم جنگ بيرون آمده بغرور موفور بر سر مراد پاشا راندند و او بر فراز همان بلندى صفوف آراسته مستعد قتال گشت اما مردم خود را رخصت پائين آمدن نميداد و جلاليان در دامنه آن كوه مرتفع بتك و دو درآمده دليريها كردند و چون بصف سپاه روم نزديك شدند و اسبانشان در فراز و نشيب آن كوه از تك و دو بستوه آمده بود توپچيان و ينكچريان توپ و تفنگ بر ايشان ريختند و سلك جمعيت ايشانرا از هم گسيختند در اين اثناء مراد پاشا عسكر روم را رخصت محاربه داده اروام با اسبان آسوده روى بمعركه آوردند و جلاليان نيز داد مردانگى داده ميانهء آن دو گروه قتالى فاحش و حربى صعب اتفاق افتاد و غلبه از جانب روميان بوقوع پيوسته خلقى كثير [ 544 ] از طبقهء جلالى در معركه بقتل آمدند آخر روز سرداران جلالى ضعف لشكر خود را مشاهده نموده دست از محاربه كشيده بجانب اردوى خود در حركت آمدند و روميان نيز عنان از تعاقب كشيده باردوى خود رفتند قلندر اغلى و سرداران جلالى از جلادت و پيش دستى كه كرده بودند پشيمان گشته چاره جوى شدند و دانستند كه ديگر مقابله و مقاتله با آن لشكر از حيز قوت قدرت ايشان بيرون است و روز ديگر روميه دست از صيد زخم خوردهء خود باز نخواهند داشت و از روى غلبه و اقتدار بتفصيل كار ايشان خواهند پرداخت در همان شب اردوى خود را بر جا گذاشته و اكثر آغرق و احمال و اثقال را ريخته جريده و سباى با دوازده هزار كس كما بيش روى به طرف ارزروم آورده در آن شب تا ده فرسخ راندند . جنك كردن جلاليان با اكمكچى اغلى و فرار كردن آنها مراد پاشا روز ديگر از فرار ايشان اطلاع يافته از آن بلندى كوچ كرده در مكان مناسب خيام نصرت و فيروزى نصب كرد و اردوى جلاليان تاراج روميان گرديد و ابراهيم پاشا مشهور به اكمكچى اغلى را با بيست هزار كس بتعاقب جلاليان نامزد كرد و اكمكچى اغلى بتعاقب ايشان در حركت آمده تا ارزروم در دو محل بايشان رسيده و بين الجانبين محاربه بوقوع پيوست در كرت اول غلبه از جانب جلالى واقع شده روميان كارى نساختند و چون جماعت جلالى راه فرار مىپيمودند و اسبان ايشان زبون شده بود و معهذا لحظهء از ايوار و شبگير نمىآسودند اكمكچى اغلى دست از تعاقب ايشان بازنداشته بار ديگر در حدود ارزروم بدان طايفه رسيده آهنگ محاربه را ساز داد . چون طاقت مقاومت و قدرت محاربه در جنود جلالى نمانده بود در حملهء اول جمعى كثير از آن طايفه بر خاك هلاك افتادند بقية السيف بحفظ حال خود كوشيده جنگ كنان راه هزيمت پيمودند تا خود را بسرحد الكاء قزلباش رسانيدند بنابر آن روميه قدم باز كشيده پيشتر نيامدند و جلاليان از آنجا احرام استلام عتبهء اقبال شاهى بسته كس نزد امير كونه خان بايروان فرستاده از آمدن خود اعلام دادند و قلندر اغلى با جنود خاصه بر ساقهء لشكر ايستاده سرداران بلوك بلوك روانهء ايروان گشتند و پاشا نيز متعاقب بقوم ملحق گشته از خوف حادثه ايمنى يافتند و امير كونه خان حقايق حال بدرگاه سدره مثال عرض كرد . مقارن اين حال حسين بيك از مادت كه نامش در زمرهء سرداران جلالى مذكور شد از جانب محمد پاشاء قلندر اغلى و اعيان جلالى بدرگاه جهان پناه آمده عرضه داشتى مشتمل بر اظهار خلوص عقيدت و شاهى سيونى و اينكه اينهمه مخالفت ما با روميه بمحض محبت و دوستى شاه عاليجاه و